گروه پارس

نیمه راه یا تمام راه

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۶
سیدچمران موسوی
با نزدیک شدن ۲۹ اردیبهشت ماه تب رقابت‌های انتخاباتی در حال داغ شدن است، رقابتی که نتیجه آن حداقل با سرنوشت ۴ ساله دیگر از عمرمان عجین می‌شود و بی شک زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی تک‌تک ما و آینده ایران را رقم خواهد زد. هر چند به ظاهر رقبا ۶ نفرند که اینبار شرایط ریاست‌جمهوری را احراز کنند ولی در حقیقت دو گفتمان بیشتر پیش روی ما وجود ندارد. گفتمان اول همان راه اعتدال و تدبیر و امید است که با برنامه و هدفگذاری برای ایرانی بهتر از عملکرد ۴ ساله خود در بعد سیاست خارجه، شکست دیوار تحریم‌های ظالمانه، مهار تورم، ایجاد رشد اقتصادی مثبت، تحول نظام سلامت کشور، عزت بخشیدن به ایران و ایرانی، تعامل جدید با دنیا، ایجاد فضای جدید سرمایه گذاری در کشور، راه‌اندازی بیش از ۲۵ درصد از واحدهای صنعتی تعطیل، نو‌سازی خطوط هوایی، خود کفایی در تولید بنزین، خود کفایی در تولید محصولات استراتژیک کشاورزی، ایجاد نشاط اجتماعی و فضای باز سیاسی و … دفاع می‌کند.

در مقابل طرف دیگر سعی دارد با سیاه نمایی موفقیت ها، با بزرگنمایی نقاط ضعف و کاستی‌ها با کلی گویی عوام پسندانه به مواردی نظیر فاصله طبقاتی، گسترش فقر، بیکاری و رانت‌ها که تو گویی این موارد زاده سال ۹۲ به بعد است و با وعده چند برابر کردن یارانه برای خود دنبال پایگاه رایی است، جالب آنکه برای رفع این معضلات و منبع تامین وعده افزایش یارانه راهکار اجرایی که بر گرفته از فرمول خاصی باشد هم ارائه نمی‌دهد و هدفش را فقط و فقط معطوف به تخریب دولت تدبیر وامید با تکیه بر آرای طبقه خاصی از جامعه کرده است که شاید در خلاء کاندیدایی از طیف پاکدستان سابق، این آرای بی صاحب به سبد رایشان ریخته شود. حال چرا بزرگان و دوستداران گفتمان تدبیر و امید، برای پیروزی بر این رقیب بی برنامه و فقط مدعی، با تمام توان فعال شده‌اند و دنبال مشارکت حداکثری مردم به ویژه جوانان و روشن فکران و طبقه متوسط جامعه هستند؟

مگر این رقیب می‌تواند جدی باشد؟ در جواب گفت بله؛ این رقیب می‌تواند جدی باشد، به دلیل آنکه ما ملتی هستیم که از روی احساس تصمیم می‌گیریم و زود فراموش می‌کنیم تجارب خود را. ملتی هستیم که زود به زود دنبال تغییریم و هیچ برایمان مهم نیست که آیا این تغییر با جایگزینی بهتر عوض شود یا بدتر! فقط برایمان مهم است که این تغییر انجام شود. حال بعد آن چه پیش آید باز مهم نیست، شاید برای آن بعدی هم چهار سال یا هشت سال بعد نسخه جدید بپیچیم! ملتی هستیم که در سال ۸۴ کاری با خودمان کردیم و ۸ سال دیگر یعنی در سال ۹۲ بعد از آن همه‌ترقی معکوس در همه زمینه‌ها، با تصمیمی جدید و با تدبیر و همت همه بزرگان و دلسوزان واقعی نظام، توانستیم جلوی روند نزولی همه جانبه کشور را بگیریم و بعد از ۴ سال که اکنون تازه به شرایط ۱۶ سال کشور برگشته‌ایم کلی ذوق داریم و با آنکه از تصمیم خود احساس رضایت داریم باز دلهره برگشت به سیاهچال در ذهنمان است.

 نگرانی‌ها از آنجا نشاٌت می‌گیرد که در سال ۸۴ هم همه شاخصه‌های کشور رو به رشد و بهتر شدن بود که آن خودکشی را در پیش گرفتیم و اکنون نگران آنیم نکند با عدم مشارکت مردم و بی‌خیال شدنمان دوباره روال کشور به سمت سقوط تمام شاخصه‌ها حرکت کند. یکی از دلایلی که همه دلسوزان همواره تاکید بر شرایط بحرانی سال ۹۲ پس از استقرار ۸ ساله دولت قبل دارند همین، فراموش خاطری ماست. جالب آنکه گفتمان مقابل که همواره شعار تقابل با دنیا را سر می‌دهد و همواره از وجود تحریمها بدلیل کاسب تحریم بودنش سود برده است اینبار هم با شعارهای عوام فریبانه وعده‌های دولت قبل راه خود را در پیش گرفته است!

نمی‌خواهم بگویم شرایط فعلی کشور بدون مشکل است، هنوز باید در بعد اقتصادی و تولید و اشتغال بهتر کار کنیم، هنوز سیستم بروکراسی اداری مان دچار مشکلاتی است، هنوز شفاف‌سازی بهتری در نظام اداری و مالی و بانکی کشور نیاز است. ولی باز یادمان نرفته که از چه شرایطی خود را باز گرداندیم، شرایطی که نظام و کشور عزیزمان را به سمت نا کجا پیش می‌برد، از تورم بیش از ۴۰درصد، رشد منفی اقتصادی، عدم امکان مراودات مالی رسمی با جهان، سهمیه‌بندی سوخت، توزیع بنزین پتروشیمی سرطانزا و مرگ هزاران شهروند بی‌گناه، صف‌های طویل داروهای خاص، افزایش روز به روز قیمت‌ها، سقوط ده‌ها هواپیمای فرسوده، از بین رفتن عزت ایرانی، عیانه بگیر شدن ده‌ها میلیون نفر، تعطیلی بيش از ۸۰ هزار واحد تولیدی و صنعتی در کشور و بیکاری چندین میلیون نفر، اختلاس‌های رکورد شکن در سطح جهانی به اسم دور زدن تحریم و …
ما از ملت هوشیار و بصیرمان تصمیم صحیح دیگری را در این انتخابات انتظار داریم اکنون که به نیمه راه رسیدیم اگر در ادامه مسیر راسخ باشیم و بر عهد سال ۹۲ پایبند بمانیم بی شک چشم‌انداز روشنی در مسیر این تکرار تدبیر و امید پیش رویمان خواهد بود.